نامه بیست و چهارم - مادر
این ترجمه توسط هوش مصنوعی تولید شده و ممکن است شامل خطا باشد. لطفاً به متن انگلیسی مراجعه کنید.
AI-translated. May contain errors. For accurate text, refer to the original English.
فارسی
بیست و چهارم
به خانم ج. و. هیل
در مراقبت دکتر ای. گرنسی
سدار لان، فیشکیل آن دی هادسون
۱۹ ژوئیه ۱۸۹۴
مادر عزیزم،
نامه مهربانانهات دیشب اینجا به دستم رسید. بسیار خوشحالم که میشنوم کودکان از اوقات خوشی برخوردارند. نشریه «اینتریور» را دریافت کردم و بسیار خرسند شدم که کتاب دوستم مازومدار (پراتاپ چاندرا مازومدار) چنین با تمجید فراوان از آن یاد شده است. مازومدار مردی بزرگ و نیکنهاد است و خدمات شایانی به همنوعانش کرده است.
این سدار لان از آنِ خانواده گرنسی جای تابستانی دلانگیزی است. خانم گرنسی به دیدار سوامپسکات رفته است. من نیز دعوتی به آنجا داشتم، اما صلاح دیدم در اینجا بمانم، در این مکان آرام و خلوت پر از درخت که رودخانه زیبای هادسون از کنارش میگذرد و کوهها در پسزمینهاش نمایاناند.
از پیشنهاد خانم هاو بسیار سپاسگزارم و در بارهاش میاندیشم. احتمالاً به زودی عازم انگلستان خواهم شد. اما در میان خودمان بگویم که من نوعی عارف هستم و بیاجازه حرکت نمیکنم، و آن اجازه هنوز نرسیده است. آقای [چارلز م.] هیگینز، وکیل جوان ثروتمند و مخترعی از بروکلین، دارد سخنرانیهایی برایم ترتیب میدهد. هنوز تصمیم نگرفتهام که برای آنها بمانم یا نه.
سپاس ابدی من نثار مهربانیهایت باد. تمام عمرم نمیتواند دینم را به تو ادا کند. (نامه اصلی: دین تو.) از نامه مدراس میتوانی ببینی که یک کلمه هم درباره ناراسیمها نیست. دیگر چه کاری میتوانم بکنم؟ چک را هنوز نقد نکردهام چون ضرورتی نبود. خانم فیلیپس بسیار مهربان بود. او پیرزنی است، حدود ۵۰ سال یا بیشتر. نگران مراقبت از من نباش. خداوند همیشه از بندگانش مراقبت میکند؛ و تا زمانی که واقعاً بنده او هستم نه بنده دنیا، کاملاً اطمینان دارم که هر آنچه برایم خیر باشد به دستم میرسد. خانواده گرنسی بسیار مرا دوست دارند، و خانوادههای زیادی در نیویورک و بروکلین هستند که بهترین مراقبت را از من خواهند کرد.
نامه زیبایی از آقای اسنل [۶]* دریافت کردم که در آن مینوشت تحول ناگهانی و مثبتی در اوضاع و احوالش رخ داده و سه برابر مبلغی که به او قرض داده بودم را به عنوان کمک به کارم پیشنهاد میکند. همچنین نامههای زیبایی از دارماپالا و دیگران از هند داشت. البته من با ادب از پس گرفتن آن مبلغ سرباز زدم.
تا اینجا همه چیز خوب است. آقای [والتر هاینز] پیج، سردبیر مجله «فوروم» را اینجا ملاقات کردم. از اینکه مقاله درباره مبلغان دینی را نگرفته بسیار متأسف بود. اما قول دادم در موضوعات جالب دیگری بنویسم. امیدوارم صبر و حوصلهاش را داشته باشم.
دیروز نامهای از خانم هریت (دختر خانم هیل) دریافت کردم که از آن فهمیدم آنها از کنوشا (بندری در جنوبغرب ویسکانسین، روی دریاچه میشیگان) بسیار لذت میبرند. خداوند تو و عزیزانت را، مادر کلیسا، تا ابد متبارک بدارد. حتی نمیتوانم سپاسگزاریام را بیان کنم.
اما درباره من نگران نباش. تمام زندگانیام زندگی یک آواره است — بیخانه، گردنده، ولگردی سرگردان؛ هر غذایی، خوب یا بد، در هر کشوری، برایم کافی است.
همیشه در عشق و فرمانبرداری از آن توام،
سوامی ویویکاناندا
English
XXIV
To Mrs. G. W. Hale
C/O DR. E. GUERNSEY
CEDAR LAWN, FISHKILL ON THE HUDSON
19 July 1894
DEAR MOTHER,
Your kind note reached me here yesterday evening. I am so glad to hear the babies are enjoying. I got the Interior and am very glad to see my friend Mazoomdar’s (Pratap Chandra Mazumdar.) book spoken of so highly. Mazoomdar is a great and a good man and has done much for his fellow beings.
It is a lovely summer place, this Cedar Lawn of the Guernseys. Miss Guernsey has gone on a visit to Swampscott. I had also an invitation there, but I thought [it] better to stay here in the calm and silent place full of trees and with the beautiful Hudson flowing by and mountain in the background.
I am very thankful for Miss Howe’s suggestion, and I am also thinking of it. Most probably I will go to England very soon. But between you and me, I am a sort of mystic and cannot move without orders, and that has not come yet. Mr. [Charles M.] Higgins, a rich young lawyer and inventor of Brooklyn, is arranging some lectures for me. I have not settled whether I will stop for them or not.
My eternal thanks to you for your kindness. My whole life cannot repay my debt to you. (Original letter: your debt.) You may see from the letter from Madras that there is not a word about Narasimha. What can I do more? I did not get the cheque cashed yet, for there was no necessity. Miss Phillips was very kind to me. She is an old lady, about 50 or more. You need not feel any worry about my being taken care of. The Lord always takes care of His servants; and so long as I am really His servant and not the world’s, I am very confident of getting everything that would be good for me. The Guernseys love me very much, and there are many families in New York and Brooklyn who would take the best care of me.
I had a beautiful letter from Mr. Snell,[6]* saying that a sudden change for the better has taken place in his fortunes and offering me thrice the money I lent him as a contribution to my work. And he also has beautiful letters from Dharmapala and others from India. But, of course, I politely refused his repayment.
So far so good. I have seen Mr. [Walter Hines] Page, the editor of the Forum here. He was so sorry not to get the article on missionaries. But I have promised to write on other interesting subjects. Hope I will have patience to do so.
I had a letter yesterday from Miss Harriet, (Mrs. Hale’s daughter.) from which I learn that they are enjoying Kenosha (A port in southwest Wisconsin, on Lake Michigan.) very much. Lord bless you and yours, Mother Church, for ever and ever. I cannot even express my gratitude to you.
As for me, you need not be troubled in the least. My whole life is that of a vagabond — homeless, roving tramp; any fare, good or bad, in any country, is good enough for me.
Yours ever in love and obedience,
SWAMI VIVEKANANDA
متن از ویکینبشته — مالکیت عمومی. نخستین بار توسط آدوایتا آشراما منتشر شده است.