آرشیو ویویکاناندا

نامه دهم - مادر

جلد9 letter
387 واژه‌ها · 2 دقیقه مطالعه · Letters - Fifth Series

این ترجمه توسط هوش مصنوعی تولید شده و ممکن است شامل خطا باشد. لطفاً به متن انگلیسی مراجعه کنید.

AI-translated. May contain errors. For accurate text, refer to the original English.

فارسی

دهم

به خانم ج. و. هیل

دیترویت،

۲۰ فوریۀ ۱۸۹۴.

مادر عزیزم

سخنرانی‌هایم اینجا تمام شد. دوستان بسیار خوبی اینجا پیدا کرده‌ام، از جمله آقای پالمر، رئیس سابق نمایشگاه جهانی. از کار این اسلیتون کاملاً حالم به هم خورده و سخت تلاش می‌کنم که خودم را آزاد کنم. با پیوستن به این مرد حداقل ۵۰۰۰ دلار ضرر کرده‌ام. امیدوارم همه حالتان خوب باشد. خانم باگلی و دخترانش با من بسیار مهربان هستند. امیدوارم اینجا بعضی سخنرانی‌های خصوصی داشته باشم و بعد به آدا بروم و سپس به شیکاگو برگردم. این صبح اینجا برف می‌بارد. مردم اینجا بسیار خوب هستند، و باشگاه‌های مختلف توجه زیادی به من نشان دادند.

این استقبال‌ها و شام‌های مداوم خسته‌کننده است؛ و آن شام‌های وحشتناکشان — صد شام در یک شام فشرده شده — و وقتی در باشگاه مردانه هستی، سیگار کشیدن بین دوره‌هاست و بعد از نو شروع می‌شود. فکر می‌کردم فقط چینی‌ها هستند که شام را با فاصله‌های سیگار کشیدن نصف روز طول می‌دهند!!

با این حال اینها مردمان بسیار متشخص هستند، و شگفت‌آور اینکه یک کشیش اسقفی و یک خاخام یهودی به من علاقۀ زیادی نشان می‌دهند و مرا می‌ستایند. حالا آن کسی که سخنرانی‌ها را اینجا برپا کرد حداقل هزار دلار به جیب زد. در همه جا همین‌طور است. و این وظیفۀ اسلیتون بود که برای من بکند. در عوض، او، آن دروغگو، بارها به من گفته که در همه جا نمایندگانی دارد و تبلیغ می‌کند و همه چیز را برایم انجام می‌دهد. و این است آنچه دارد می‌کند. خدا را شکر. دارم به خانه می‌روم. با دیدن علاقه‌ای که مردم آمریکا به من دارند، می‌توانستم تا این وقت مبلغ قابل توجهی جمع کرده باشم. اما جیمی میلز و اسلیتون را خدا فرستاد تا سر راهم بایستند. راه‌های او ناشناختنی است.

اما این یک راز است. رئیس پالمر به شیکاگو رفته تا بکوشد مرا از دست این دروغگوی اسلیتون رها کند. دعا کنید که موفق شود. چند قاضی اینجا قراردادم را دیده‌اند و می‌گویند کلاهبرداری شرم‌آوری است که هر لحظه می‌توان آن را باطل کرد؛ اما من درویشم — دفاع از خود نه. بنابراین بهتر است همه چیز را رها کنم و به هند بروم.

محبتم را به هریت‌ها، ماری، ایزابل، مادر تمپل، آقای متیوز، پدر پوپ و همۀ شما برسانید.

مطیع شما،

ویویکاناندا.

English

X

To Mrs. G. W. Hale

DETROIT,

20 February 1894.

DEAR MOTHER

My lectures here are over. I have made some very good friends here, amongst them Mr. Palmer,[6]* President of the late World's Fair. I am thoroughly disgusted with this Slayton[7]* business and am trying hard to break loose. I have lost at least $5,000 by joining this man. Hope you are all well. Mrs. Bagley and her daughters are very kind to me. I hope to do some private lecturing here and then go to Ada and then back to Chicago. It is snowing here this morning. They are very nice people here, and the different clubs took a good deal of interest in me.

It is rather wearisome, these constant receptions and dinners; and their horrible dinners — a hundred dinners concentrated into one — and when in a man's club, why, smoking on between the courses and then beginning afresh. I thought the Chinese alone make a dinner run through half a day with intervals of smoking!!

However,they are very gentlemanly men and, strange to say, an Episcopal clergyman[8]* and a Jewish rabbi[9]* take great interest in me and eulogize me. Now the man who got up the lectures here got at least a thousand dollars. So in every place. And this is Slayton's duty to do for me. Instead, he, the liar, had told me often that he has agents everywhere and would advertise and do all that for me. And this is what he is doing. His will be done. I am going home. Seeing the liking the American people have for me, I could have, by this time, got a pretty large sum. But Jimmy Mills[10]* and Slayton were sent by the Lord to stand in the way. His ways are inscrutable.

However, this is a secret. President Palmer has gone to Chicago to try to get me loose from this liar of a Slayton. Pray that he may succeed. Several judges here have seen my contract, and they say it is a shameful fraud and can be broken any moment; but I am a monk — no self-defence. Therefore, I had better throw up the whole thing and go to India.

My love to Harriets, Mary, Isabelle, Mother Temple, Mr. Matthews, Father Pope and you all.[11]*

Yours obediently,

VIVEKANANDA.


متن از ویکی‌نبشته — مالکیت عمومی. نخستین بار توسط آدوایتا آشراما منتشر شده است.