نامه نوزدهم - خواهر
این ترجمه توسط هوش مصنوعی تولید شده و ممکن است شامل خطا باشد. لطفاً به متن انگلیسی مراجعه کنید.
AI-translated. May contain errors. For accurate text, refer to the original English.
فارسی
نوزدهم
به خانم ماری هیل
دیترویت، ۳۰ مارس ۱۸۹۴م.
خواهر عزیزم،
نامهٔ شما و نامهٔ مادر چِرچ همین لحظه با هم رسید و دریافت وجه را تأیید کرد. بسیار خرسندم که نامهٔ خِتری را دریافت کردم، که آن را برای مطالعهتان باز میفرستم. خواهید یافت که او چند برش روزنامه میخواهد. گمان نمیکنم چیزی داشته باشم جز برش دیترویت که آن را برایش خواهم فرستاد. اگر میتوانید موارد دیگری به دست بیاورید، لطفاً اگر ممکن و مقدور است چند تا برای او بفرستید. آدرسش را میدانید — حضرت مهاراجای خِتری، راجپوتانا، هند. البته این نامه فقط برای مطالعهٔ خانوادهٔ مقدس است. خانم برید ابتدا نامهای سخت و تند برایم نوشت، و امروز تلگرافی از او دریافت کردم که مرا به عنوان میهمانش برای یک هفته دعوت میکند. پیش از این نامهای از خانم اسمیت نیویورک دریافتم که از جانب او و یک بانوی دیگر به نام خانم هِلن گولد و یک دکتر دیگر نوشته بود تا به نیویورک بروم. چون باشگاه لین در هفدهم ماه آینده مرا میخواهد، ابتدا به نیویورک میروم و به موقع برای جلسهٔ آنها در لین باز میگردم.
تابستان آینده، اگر نروم — که خانم بِگلی اصرار دارد نباید بروم — شاید به آنیسکوام بروم که خانم بگلی خانهای دلپذیر آنجا اجاره کرده است. خانم بگلی بانویی بسیار روحانی است و آقای پالمر آقایی خوشمزاج اما بسیار نیک است. چه چیز بیشتری بنویسم؟ از نظر جسم و روح کاملاً خوبم. خواهران عزیز عزیزم، الهی همیشه مبارک باشید. ضمناً، خانم شِرمن چیزهای زیادی به من هدیه داد که از جمله آنها یک جعبهٔ ناخنگیر و نامهنگهدار و یک کیف کوچک و غیره بود. هرچند اعتراض کردم، بهویژه به جعبهٔ ناخنگیر با دستهٔ صدفکاریشدهٔ بسیار تجملی، او اصرار کرد و ناچار شدم بپذیرم، هرچند نمیدانم با آن وسیلهٔ برس چه کنم. خداوند همه را برکت دهد. یک توصیه هم به من کرد — هیچگاه این لباس آفریکایی را در جامعه نپوشم. حالا دیگر آدم جامعهای هستم! خدایا! بعد چه خواهد آمد؟ عمر دراز تجربههای عجیبی به بار میآورد! محبت وصفناپذیرم برای همهٔ شما، خانوادهٔ مقدسم.
برادرتان،
ویویکاناندا.
English
XIX
To Miss Mary Hale
DETROIT,
30th March, 1894.
DEAR SISTER,
Your and Mother Church's letters came together just now, acknowledging the receipt of the money. I am very glad to receive the Khetri letter, which I send back for your perusal. You would find from it that he wants some newspaper clippings. I do not think I have any except the Detroit one, which I will send to him. If you can get hold of some others, kindly send some over to him if it be possible and convenient. You know his address — H. H. the Maharajah of Khetri, Rajputana, India. Of course, this letter is for the perusal of the holy family alone. Mrs. Breed wrote to me a stiff burning letter first, and then today I got a telegram from her inviting me to be her guest for a week. Before this I got a letter from Mrs. Smith of New York writing on her behalf and another lady Miss Helen Gould and another Dr.__ to come over to New York. As the Lynn Club wants me on the 17th of next month, I am going to New York first and come in time for their meeting at Lynn.
Next summer, if I do not go away, which Mrs. Bagley insists I should not, I may go to Annisquam where Mrs. Bagley has engaged a nice house. Mrs. Bagley is a very spiritual lady, and Mr. Palmer a spirituous gentleman but very good. What shall I write more? I am all right in nice health of body and mind. May you all be blessed, ever blessed, my dear, dear sisters. By the by, Mrs. Sherman has presented me with a lot of things amongst which is a nail set and letter holder and a little satchel etc., etc. Although I objected, especially to the nail set, as very dudish with mother-of-pearl handles, she insisted and I had to take them, although I do not know what to do with that brushing instrument. Lord bless them all. She gave me one advice — never to wear this Afrikee dress in society. Now I am a society man! Lord! What comes next? Long life brings queer experiences! My inexpressible love for you all, my holy family.
Your brother,
VIVEKANANDA.
متن از ویکینبشته — مالکیت عمومی. نخستین بار توسط آدوایتا آشراما منتشر شده است.