نامه هشتم - دیوانجی صاحب
این ترجمه توسط هوش مصنوعی تولید شده و ممکن است شامل خطا باشد. لطفاً به متن انگلیسی مراجعه کنید.
AI-translated. May contain errors. For accurate text, refer to the original English.
فارسی
هشتم
بمبئی،
۱۸۹۲
دیوانجی صاحب عزیز، (شری هاریداس ویهاریداس دسائی)
حامل این نامه، بابو اکشایا کومار گوش، از دوستان خاصّ من است. او از خانوادهای محترم در کلکته است. او را در خاندوا یافتم و آشناییام با او در همانجا آغاز شد، هرچند خانوادهاش را مدتها پیش در کلکته میشناختم.
او جوانی بسیار صادق و باهوش است و دانشجوی دانشگاه کلکته میباشد. میدانید که در این روزگار کشمکش زندگی در بنگال تا چه اندازه دشوار است، و این جوان بیچاره برای یافتن کاری از خانه بیرون آمده است. با آگاهی از مهربانی ذاتی شما، گمان میکنم با این درخواست و التماس که چیزی برای این جوان انجام دهید، مزاحم شما نمیشوم. نیازی به نوشتن بیشتر نیست. او را پسری صادق و پرتلاش خواهید یافت. اگر یک عمل مهربانی به یک همنوع، تمام زندگی او را شاد کند، نیازی نیست به شما که چنین بزرگوار و نیکطبع هستید یادآوری کنم که این جوان یک «پاترا» (شخصی که کاملاً شایسته کمک است) میباشد.
امیدوارم این درخواست من موجب ناراحتی و آزردگی شما نشده باشد. این اوّلین و آخرین درخواست از این نوع است و تنها در شرایطی بسیار استثنایی مطرح شده. با امید و اتّکا به طبیعت مهربان شما، میمانم،
با ارادت،
ویویکاناندا.
English
VIII
BOMBAY,
1892
DEAR DIWANJI SAHEB, (Shri Haridas Viharidas Desai)
The bearer of this letter, Babu Akshaya Kumar Ghose, is a particular friend of mine. He comes of a respectable family of Calcutta. I found him at Khandwa where I made his acquaintance, although I knew his family long before in Calcutta.
He is a very honest and intelligent boy and is an undergraduate of the Calcutta University. You know how hard the struggle is in Bengal nowadays, and the poor boy has been out in search of some job. Knowing your native kindness of heart, I think I am not disturbing you by asking and entreating you to do something for this young man. I need not write more. You will find him an honest and hard-working lad. If a single act of kindness done to a fellow creature renders his whole life happy, I need not remind you that this boy is a Pâtra (a person quite deserving of help), noble and kind as you are.
I hope you are not disturbed and troubled by this request of mine. This is the first and the last of its kind and made only under very peculiar circumstances. Hoping and relying on your kind nature, I remain,
Yours faithfully,
VIVEKANANDA.
متن از ویکینبشته — مالکیت عمومی. نخستین بار توسط آدوایتا آشراما منتشر شده است.