نامه ششم - دیوانجی صاحب
این ترجمه توسط هوش مصنوعی تولید شده و ممکن است شامل خطا باشد. لطفاً به متن انگلیسی مراجعه کنید.
AI-translated. May contain errors. For accurate text, refer to the original English.
فارسی
ششم
بارودا،
۲۶ آوریل ۱۸۹۲.
دیوانجی صاحب عزیز، (شری هاریداس ویهاریداس دسائی)
بسیار خوشحال شدم که نامه مهربان شما را حتّی در اینجا دریافت کردم. کمترین دشواریای در رسیدن از ایستگاه نادیاد به خانه شما نداشتم. و برادرانتان — آنها آنچنان هستند که باید باشند: برادران شما. کاش خداوند برترین برکاتش را بر خانواده شما نازل کند. در تمام سفرهایم چنین خانوادهای شکوهمند نیافته بودم. دوستتان آقای مانیبهای هر گونه آسایشی را برایم فراهم کرده است؛ امّا در مورد همراهی وی، او را تنها دو بار دیدهام: یک بار برای یک دقیقه، و بار دیگر برای ده دقیقه در بیشترین حالت که در آن از نظام آموزشی اینجا سخن گفت. البتّه کتابخانه و تابلوهای راوی ورما را دیدهام، و تقریباً همین است آنچه اینجا دیدنی است. پس امشب عازم بمبئی میشوم. سپاسگزاریام را به دیوانجی اینجا (یا به شما) برای رفتار مهربانانهاش ابراز میکنم. بیشتر از بمبئی.
محبّ شما،
ویویکاناندا.
یادداشت: در نادیاد با آقای مانیلال نابوبهای ملاقات کردم. او مردی بسیار دانشمند و پارسا است و از همراهیاش بسیار لذّت بردم.
English
VI
BARODA,
26th April,1892.
DEAR DIWANJI SAHEB, (Shri Haridas Viharidas Desai)
Very happy to receive your kind letter even here. I had not the least difficulty in reaching your house from the station of Nadiad. And your brothers, they are what they should be, your brothers. May the Lord shower his choicest blessings on your family. I have never found such a glorious one in all my travels. Your friend Mr. Manibhai has provided every comfort for me; but, as to his company, I have only seen him twice; once for a minute, the other for ten minutes at the most when he talked about the system of education here. Of course, I have seen the Library and the pictures of Ravi Varma, and that is about all worth seeing here. So I am going off this evening to Bombay. My thanks to the Diwanji here (or to you) for his kind behaviour. More from Bombay.
Yours in affection,
VIVEKANANDA.
PS. At Nadiad I met Mr. Manilal Nabhubhai. He is a very learned and pious gentleman, and I enjoyed his company much.
متن از ویکینبشته — مالکیت عمومی. نخستین بار توسط آدوایتا آشراما منتشر شده است.