به روح خویش
این ترجمه توسط هوش مصنوعی تولید شده و ممکن است شامل خطا باشد. لطفاً به متن انگلیسی مراجعه کنید.
AI-translated. May contain errors. For accurate text, refer to the original English.
فارسی
لحظهای دیگر صبر کن، ای قلب دلیر،
این یوغ همهعمری را جدا مکن
اگرچه حال تباه مینماید و آینده تاریک.
و سالیانی مینماید که تو و من
راهپیماییمان را آغاز کردهایم — از بالا یا پایین. در دریاهایی که
این چنین نادرند به آرامی میرانیم —
تو از خودم به من نزدیکتری، بیش از بسیاری اوقات که خودم به خودم بودم —
جنبشهای ذهن را پیش از آنکه باشند اعلام میداری!
آینه راستین — نبضت چنان با نبض من هماهنگ،
تو کاملترین ثبت اندیشهها هستی، هرچه لطیف باشند —
آیا حال جدا شویم، ای ثبتکننده، بگو؟
در تو دوستی است، در تو وفاداری،
چون تو هشدار دادی آنگاه که اندیشههای پلید در حال شکل گرفتن بودند —
و اگرچه آه، هشدارت به کناری نهاده شد،
همانگونه که همیشه بودی ادامه دادی — نیک و راستین.
English
Hold yet a while, Strong Heart,
Not part a lifelong yoke
Though blighted looks the present, future gloom.
And age it seems since you and I began our
March up hill or down. Sailing smooth o'er
Seas that are so rare --
Thou nearer unto me, than oft - times I myself --
Proclaiming mental moves before they were!
Reflector true -- thy pulse so timed to mine,
Thou perfect note of thoughts, however fine --
Shall we now part, Recorder, say?
In thee is friendship, faith,
For thou didst warn when evil thoughts were brewing --
And though, alas, thy warning thrown away,
Went on the same as ever -- good and true.
## References
متن از ویکینبشته — مالکیت عمومی. نخستین بار توسط آدوایتا آشراما منتشر شده است.