نامه ۲۹ - عزیز—
این ترجمه توسط هوش مصنوعی تولید شده و ممکن است شامل خطا باشد. لطفاً به متن انگلیسی مراجعه کنید.
AI-translated. May contain errors. For accurate text, refer to the original English.
فارسی
بیستونهم
۵۴ غربی ۳۳، نیویورک،
مِی ۱۸۹۵.
عزیز __،
از وقتی به تو نامه نوشتم، شاگردانم دور من جمع شدهاند و کمک آوردهاند، و بیشک کلاسها از این پس خوب پیش خواهند رفت.
بسیار خوشحال شدم زیرا تدریس بخشی از زندگیام شده، به اندازهی خوردن و نفس کشیدن برای زندگیام ضروری.
ارادتمند،
ویویکاناندا.
پ.ن. در یک روزنامهی انگلیسی به نام «بوردرلند» مطالب بسیاری دربارهی __ دیدم. __ کار خوبی در هند انجام میدهد و هندوها را بسیار به قدرشناسی از دین خودشان وامیدارد... در نوشتههای __ هیچ دانشپژوهیای نمییابم... و نه هیچ روحانیتی. با این حال خدا یاور هر کسی باشد که میخواهد به جهان خدمت کند.
چه آسان این جهان فریب شیادان را میخورد و چه انبوهی از تقلب و فریب از بامداد تمدن بر سر فداکار بشریت بیچاره انباشته شده است.
English
XXIX
54 W. 33 NEW YORK,
May, 1895.
DEAR __,
Since writing to you my pupils have come round me with help, and the classes will go on nicely now no doubt.
I was so glad at it because teaching has become a part of my life, as necessary to my life as eating or breathing.
Yours,
VIVEKANANDA.
PS. I saw a lot of things about __ in an English paper, the Borderland. __ is doing good work in India, making the Hindus, very much to appreciate their own religion. . . . I do not find any scholarship in __'s writing, . . . nor do I find any spirituality whatever. However Godspeed to anyone who wants to do good to the world.
How easily this world can be duped by humbugs and what a mass of fraud has gathered over the devoted head of poor humanity since the dawn of civilisation.
متن از ویکینبشته — مالکیت عمومی. نخستین بار توسط آدوایتا آشراما منتشر شده است.