نامه ۱۸ - خواهر
این ترجمه توسط هوش مصنوعی تولید شده و ممکن است شامل خطا باشد. لطفاً به متن انگلیسی مراجعه کنید.
AI-translated. May contain errors. For accurate text, refer to the original English.
فارسی
هجدهم
نیویورک،
۲ [در واقع ۱] مِی ۱۸۹۴.
خواهر عزیز (دوشیزه ایزابل مککیندلی)،
بیم آن دارم که نتوانم جزوه را همین حالا برایت بفرستم. اما دیروز بریدهی کوچکی از روزنامهای هندی دریافت کردم که برایت میفرستم. پس از خواندنش لطفاً آن را به خانم باگلی بفرست. سردبیر این روزنامه خویشاوند آقای مازومدار است. اکنون دلم برای مازومدار بیچاره میسوزد!! (دو جملهی اخیر بهصورت عرضی در حاشیهی چپ نوشته شده بود.)
نتوانستم رنگ نارنجی دقیق کت خودم را در اینجا بیابم، بنابراین ناچار شدم به بهترین گزینهی بعدی رضایت دهم — قرمز کاردینالی با مایهی زرد بیشتر.
کت تا چند روز دیگر آماده خواهد شد.
چند روز پیش حدود ۷۰ دلار از سخنرانی در والدورف به دست آوردم. و امیدوارم فردا از سخنرانی دیگری مقداری بیشتر کسب کنم.
از ۷ تا ۱۹ برنامههایی در بوستون دارم، اما دستمزدشان بسیار ناچیز است.
دیروز یک پیپ به ۱۳ دلار خریدم — از جنس سنگ کف دریا. به پدر پوپ نگو. کت ۳۰ دلار هزینه خواهد داشت. از نظر غذا حالم خوب است... و پول هم کافی دارم. امیدوارم بسیار زود پس از سخنرانی آینده مقداری در بانک بگذارم.
... عصر قرار است در یک شام گیاهخواری سخنرانی کنم! خُب، من گیاهخوارم...، زیرا وقتی بتوانم آن را تهیه کنم ترجیحش میدهم. دعوت دیگری هم برای ناهار با لایمن ابوت پسفردا دارم. در مجموع، اوقات بسیار خوشی دارم و امیدوارم در بوستون هم خوش بگذرانم — فقط آن سخنرانیهای نکبتی نکبتی — اشمئزازآور. به هر حال همینکه ۱۹ تمام شود — یک جهش از بوستون... به شیکاگو... و آنوقت نفسی بلند بلند خواهم کشید و استراحت، استراحت دو سه هفتهای. فقط مینشینم و حرف میزنم — حرف میزنم و پیپ میکشم.
راستی، مردم نیویورکت خیلی خوبند — فقط پولشان بیشتر از عقلشان است.
قرار است برای دانشجویان دانشگاه هاروارد سخنرانی کنم. سه سخنرانی در بوستون، سه سخنرانی در هاروارد — همه را خانم برید ترتیب داده است. اینجا هم چیزی ترتیب میدهند، بهطوریکه در مسیرم به شیکاگو یک بار دیگر به نیویورک بیایم — چند ضربهی محکم بزنم و پول را بردارم و به شیکاگو بپرم.
اگر چیزی از نیویورک یا بوستون میخواهی که در شیکاگو پیدا نمیشود — سریع بنویس. حالا دلار فراوان دارم. هر چه بخواهی فوراً برایت میفرستم. فکر نکن بیادبی است — من ریاکاری ندارم. اگر برادرم، پس برادرم. من در دنیا فقط از یک چیز متنفرم — ریاکاری.
برادر مهربانت،
ویویکاناندا.
English
XVIII
NEW YORK,
2nd [actually 1st] May, 1894.
DEAR SISTER (Miss Isabelle McKindley.),
I am afraid I cannot send you the pamphlet just now. But I got a little bit of a newspaper cutting from India yesterday which I send you up. After you have read it kindly send it over to Mrs. Bagley. The editor of this paper is a relative of Mr. Mazoomdar. I am now sorry for poor Mazoomdar!! (The last two sentences were written crosswise on the left margin.)
I could not find the exact orange colour of my coat here, so I have been obliged to satisfy myself with the next best — a cardinal red with more of yellow.
The coat will be ready in a few days.
Got about $70 the other day by lecturing at Waldorf. And hope to get some more by tomorrow's lecture.
From 7th to 19th there are engagements in Boston, but they pay very little.
Yesterday I bought a pipe for $13 — meerschaum do not tell it to father Pope. The coat will cost $30. I am all right getting food . . . and money enough. Hope very soon to put something in the bank after the coming lecture.
. . . in the evening I am going to speak in a vegetarian dinner! Well, I am a vegetarian . . ., because I prefer it when I can get it. I have another invitation to lunch with Lyman Abbott day after tomorrow. After all, I am having very nice time and hope to have very nice time in Boston — only that nasty nasty lecturing — disgusting. However as soon as 19th is over — one leap from Boston . . . to Chicago . . . and then I will have a long long breath and rest, rest for two three weeks. I will simply sit down and talk — talk and smoke.
By the by, your New York people are very good — only more money than brains.
I am going to speak to the students of the Harvard University. Three lectures at Boston, three at Harvard — all arranged by Mrs. Breed. They are arranging something here too, so that I will, on my way to Chicago, come to New York once more — give them a few hard raps and pocket the boodle and fly to Chicago.
If you want anything from New York or Boston which cannot be had at Chicago — write sharp. I have plenty of dollars now. I will send you over anything you want in a minute. Don't think it would be indelicate anyway — no humbug about me. If I am a brother so I am. I hate only one thing in the world — hypocrisy.
Your affectionate brother,
VIVEKANANDA.
متن از ویکینبشته — مالکیت عمومی. نخستین بار توسط آدوایتا آشراما منتشر شده است.