آرشیو ویویکاناندا

شنبه، ۲۹ ژوئن

جلد7 lecture
519 واژه‌ها · 2 دقیقه مطالعه · Inspired Talks

این ترجمه توسط هوش مصنوعی تولید شده و ممکن است شامل خطا باشد. لطفاً به متن انگلیسی مراجعه کنید.

AI-translated. May contain errors. For accurate text, refer to the original English.

فارسی

(به قلم خانم س. ای. والدو، از شاگردان)

شنبه، ۲۹ ژوئن ۱۸۹۵. (سوامی امروز صبح با یک نسخه از بَگَوَد گیتا (Gita) در دست آمد.)

کریشنا (Krishna)، «سرورِ ارواح»، با کارنا یا وریشا سخن می‌گوید، «تجسّم حقیقت و دارما (Dharma)» (آن که به براهمَنا (Brahmins) بخشش می‌کند، آن که حقیقت می‌گوید). «میدان فضیلت» (میدان نبرد) همین جهان است؛ پنج برادر (نماینده‌ی نیکی و پارسایی) با یکصد برادر دیگر می‌جنگند (همه‌ی آنچه دوست داریم و باید با آن بستیزیم)؛ دلاورترین برادر، کارنا (استاد همه‌ی صفات)، سردار لشکر است. ما باید با همه‌ی لذّت‌های حسّی بجنگیم، با چیزهایی که بیش از همه بدان‌ها دلبسته‌ایم، تا به پانداواها برسیم. کارنا نماینده‌ی انسانی است که یوگا (Yoga) را در خودِ کریشنا نیز برانگیخت و آنگاه کریشنا این درس را به آرجونا آموخت. کارنا همچنین نماینده‌ی انسانی است که ناگزیر بود با خاندان خویش بجنگد و با این حال همه چیز خود را برای پیروزی برادرانش فدا کرد. او می‌بایست سلاح بر برادران خونی خویش بردارد، و این دشوار می‌نمود.

کریشنا هر کاری کرد امّا بی‌هیچ دلبستگی؛ او در جهان بود، امّا از جهان نبود. «هر کاری بکن امّا بی‌دلبستگی؛ برای خودِ کار کار کن، هرگز نه برای خویشتن.»

آزادی هرگز نمی‌تواند از آنِ نام و صورت باشد؛ آزادی همان گِلی است که ما (کوزه‌ها) از آن ساخته شده‌ایم؛ آنگاه محدود است و آزاد نیست، پس آزادی هرگز نمی‌تواند از آنِ وابسته باشد. هیچ کوزه‌ای نمی‌تواند بگوید «من آزادم» به عنوان کوزه؛ تنها آنگاه که همه‌ی تصوّرات صورت را از دست بدهد، آزاد می‌شود. تمام کائنات چیزی جز خود (آتمن) با تنوّعات نیست، یک نوای واحد که تنوّع آن را شنیدنی می‌سازد؛ گاه ناهنجاری‌هایی پیش می‌آید، امّا آن‌ها فقط هماهنگی پس از خود را کامل‌تر می‌کنند. در نوای کیهانی سه اندیشه برجسته‌اند — آزادی، نیرو و یکسانی.

اگر آزادی تو به دیگران آسیب می‌رساند، تو در آنجا آزاد نیستی. نباید به دیگران آسیب برسانی.

میلتون می‌گوید: «ضعیف بودن همان بدبخت بودن است.» کردن و رنج کشیدن از هم جداناشدنی‌اند. (بسیار اوقات نیز کسی که بیش از همه می‌خندد، همان است که بیش از همه رنج می‌برد.) «تو حق کار کردن داری، نه حق برخورداری از ثمرات آن را.»

* * *

اندیشه‌های پلید، اگر از دید مادّی بنگریم، همان باسیل‌های بیماری‌اند.

هر اندیشه ضربه‌ی کوچک چکشی است بر توده‌ی آهنی که بدن‌های ما هستند، و آن را به هر آنچه می‌خواهیم باشد می‌سازد.

ما وارثان همه‌ی اندیشه‌های نیک کائناتیم، اگر خود را بر آن‌ها بگشاییم.

کتاب همه در خود ماست. ای نادان، آیا نمی‌شنوی؟ در قلب خودت شب و روز آن موسیقی ازلی آواز می‌خوانَد — ساتچیداناندا (Satchidananda)، سوهَم، سوهَم — هستی-آگاهی-سعادتِ مطلق، من اویم، من اویم.

سرچشمه‌ی همه‌ی معرفت در هر یک از ماست، در مورچه همان‌قدر که در والاترین فرشته. دین حقیقی یکی است، امّا ما بر سر صورت‌ها و نمادها و تمثیل‌ها نزاع می‌کنیم. هزاره‌ی موعود برای کسانی که آن را بیابند، از هم‌اکنون هست؛ ما خود را گم کرده‌ایم و آنگاه می‌پنداریم جهان گم شده است.

نیروی کامل هیچ فعّالیتی در این جهان نخواهد داشت؛ تنها هست، عمل نمی‌کند.

در حالی که کمال حقیقی تنها یکی است، کمال‌های نسبی ناگزیر باید بسیار باشند.

English

(RECORDED BY MISS S. E. WALDO, A DISCIPLE)

SATURDAY, June 29, 1895. (The Swami came this morning with a Gita in his hand.)

Krishna, the "Lord of souls", talks to Karna or Vrishâ, "the embodiment of truth and Dharma" (one who donates to the Brahmins, one who speaks the truth). The "field of virtue" (the battlefield) is this world; the five brothers (representing righteousness) fight the hundred other brothers (all that we love and have to contend against); the most heroic brother, Karna(the master of all qualities), is the general. We have to fight all sense-delights, the things to which we are most attached, to come to the Pandavas. Karna represents a human being who stimulated Yoga in Krishna also and then Krishna preached this lesson to Arjuna. Karna also represents a human being who had to fight his own family and yet he sacrificed his everything for their brothers' victory. He was to raise weapons against his own brothers which seemed difficult.

Krishna did everything but without any attachment; he was in the world, but not of it. "Do all work but without attachment; work for work's sake, never for yourself."

Freedom can never be true of name and form; it is the clay out of which we (the pots) are made; then it is limited and not free, so that freedom can never be true of the related. One pot can never say "I am free" as a pot; only as it loses all ideas of form does it become free. The whole universe is only the Self with variations, the one tune made bearable by variation; sometimes there are discords, but they only make the subsequent harmony more perfect. In the universal melody three ideas stand out — freedom, strength, and sameness.

If your freedom hurts others, you are not free there. You must not hurt others.

"To be weak is to be miserable", says Milton. Doing and suffering are inseparably joined. (Often, too, the man who laughs most is the one who suffers most.) "To work you have the right, not to the fruits thereof."

* * *

Evil thoughts, looked at materially, are the disease bacilli.

Each thought is a little hammer blow on the lump of iron which our bodies are, manufacturing out of it what we want it to be.

We are heirs to all the good thoughts of the universe, if we open ourselves to them.

The book is all in us. Fool, hearest not thou? In thine own heart day and night is singing that Eternal Music — Sachchidânanda, soham, soham — Existence-Knowledge-Bliss Absolute, I am He, I am He.

The fountain of all knowledge is in every one of us, in the ant as in the highest angel. Real religion is one, but we quarrel with the forms, the symbols, the illustrations. The millennium exists already for those who find it; we have lost ourselves and then think the world is lost.

Perfect strength will have no activity in this world; it only is, it does not act.

While real perfection is only one, relative perfections must be many.


متن از ویکی‌نبشته — مالکیت عمومی. نخستین بار توسط آدوایتا آشراما منتشر شده است.