آرشیو ویویکاناندا

نامه سوم - بالارام بابو

جلد7 letter
412 واژه‌ها · 2 دقیقه مطالعه · Epistles - Third Series

این ترجمه توسط هوش مصنوعی تولید شده و ممکن است شامل خطا باشد. لطفاً به متن انگلیسی مراجعه کنید.

AI-translated. May contain errors. For accurate text, refer to the original English.

فارسی

III

(ترجمه از بنگالی)

غازیپور،

۳۰ ژانویه ۱۸۹۰.

قربان محترم (شری بالارام بوز)،

اکنون نزد ساتیش بابو در غازیپور اقامت دارم. از میان چند مکانی که اخیراً بازدید کرده‌ام، اینجا سالم‌ترین است. آب بایدیاناث بسیار بد است — سوءهاضمه می‌آورد. الله‌آباد بسیار شلوغ و پرازدحام است. چند روزی که در وارانسی گذراندم، شب و روز تب داشتم — آنجا سخت مالاریاخیز است! غازیپور آب و هوایی بسیار فرحبخش دارد — به‌ویژه محله‌ای که در آن زندگی می‌کنم. به خانۀ پاوهاری بابا سر زده‌ام — دیوارهای بلند در هر چهار سو، و به شیوۀ بنگلۀ انگلیسی ساخته شده است. باغی در درون و اتاق‌های بزرگ و بخاری‌ها و از این قبیل دارد. به هیچ‌کس اجازۀ ورود نمی‌دهد. اگر میل داشته باشد، تا دم در می‌آید و از داخل سخن می‌گوید — همین و بس. یک روز رفتم و منتظر ماندم و منتظر ماندم در سرما و ناچار بازگشتم. یکشنبۀ آینده به وارانسی خواهم رفت. اگر تا آن زمان دیدار با باباجی صورت بگیرد، به‌خیر؛ وگرنه با او وداع می‌کنم. دربارۀ مکان پرامادا بابو از وارانسی قطعی خواهم نوشت. اگر کالی بهاتاچاریا مصمم به آمدن است، بگذارید پس از عزیمت من به وارانسی در روز یکشنبه بیاید، اما بهتر است نیاید. پس از چند روز اقامت در وارانسی، به سوی هریشیکش حرکت خواهم کرد. پرامادا بابو می‌تواند مرا همراهی کند. تقاضا دارم همگی درودهای قلبی مرا بپذیرید — و دعای خیر به فقیر، رام، کریشنامایی و دیگران.

ارادتمند شما،

ویوکاناندا.

پی‌نوشت: به نظر من، اگر بیایید و مدتی در غازیپور بمانید، بسیار به حالتان خوش خواهد آمد. اینجا ساتیش می‌تواند بنگله‌ای برایتان تدارک ببیند، و آقایی به نام گاگان چاندرا رای هست که رئیس ادارۀ تریاک است و بسیار مؤدب، نیکوکار و خوش‌معاشرت است — آنها همه چیز را ترتیب خواهند داد. اجارۀ خانه پانزده تا بیست روپیه است؛ برنج گران است و شیر به نرخ شانزده تا بیست سیر به ازای هر روپیه فروخته می‌شود؛ باقی اقلام بسیار ارزان هستند. افزون بر این، با مراقبت این آقایان، هیچ احتمالی برای مشکل وجود ندارد. اما اندکی پرهزینه است — بیش از چهل تا پنجاه روپیه هزینه دارد. وارانسی به طرز وحشتناکی مالاریاخیز است. من هرگز در باغ پرامادا بابو زندگی نکرده‌ام. او دوست دارد همیشه در مصاحبتش باشم. باغ به‌راستی بسیار زیباست، باشکوه آراسته، وسیع و باز. این بار که بروم، آنجا ساکن خواهم شد و گزارش خواهم داد.

English

III

(Translated from Bengali)

GHAZIPUR,

30th January, 1890.

REVERED SIR (Shri Balaram Bose),

I am now stopping with Satish Babu at Ghazipur. Of the few places I have recently visited, this is the healthiest. The water of Baidyanath is very bad — it leads to indigestion. Allahabad is very congested. The few days I passed at Varanasi, I suffered from fever day and night — the place is so malarious! Ghazipur has a very salubrious climate — specially the quarter I am living in. I have visited Pavhari Baba's house — there are high walls all round, and it is fashioned like an English bungalow. There is a garden inside and big rooms and chimneys, etc. He allows nobody to enter. If he is so inclined, he comes up to the door and speaks from inside — that is all. One day I went and waited and waited in the cold and had to return. I shall go to Varanasi on Sunday next. If the meeting with the Babaji takes place in the meantime, all right, otherwise I bid him good-bye. About Pramada Babu's place I shall write definitely from Varanasi. If Kali Bhattacharya is determined to come, let him do so after I leave for Varanasi on Sunday, but he should rather not. After a few days' stay at Varanasi, I shall start for Hrishikesh. Pramada Babu may accompany me. Please accept all of you my cordial greetings — and blessing to Fakir, Ram, Krishnamayi, etc.

Yours affectionately,

VIVEKANANDA.

PS. In my opinion, it will do you much good if you come and stay for some time at Ghazipur. Here Satish will be able to secure a bungalow for you, and there is a gentleman, Gagan Chandra Ray by name, who is the head of the Opium Office and is exceedingly courteous, philanthropic, and social — they will arrange for everything. The house-rent is fifteen to twenty rupees; rice is dear, and milk sells at sixteen to twenty seers a rupee; all other things are very cheap. Besides, under the care of these gentlemen, there is no chance of any difficulty. But it is slightly expensive — it will cost over forty to fifty rupees. Varanasi is horribly malarious. I have never lived in Pramada Babu's garden. He likes to have me always in his company. The garden is indeed very beautiful, richly laid out, spacious, and open. This time when I go, I shall live there and report to you.


متن از ویکی‌نبشته — مالکیت عمومی. نخستین بار توسط آدوایتا آشراما منتشر شده است.