آرشیو ویویکاناندا

XVI آقا

جلد6 letter
245 واژه‌ها · 1 دقیقه مطالعه · Epistles - Second Series

این ترجمه توسط هوش مصنوعی تولید شده و ممکن است شامل خطا باشد. لطفاً به متن انگلیسی مراجعه کنید.

AI-translated. May contain errors. For accurate text, refer to the original English.

فارسی

شانزدهم[۶]*

(ترجمه از بنگالی)

به نشانی: بابو ساتیش چاندرا موکرجی، گوراباز، غازی‌پور، ۲۱ ژانویه ۱۸۹۰م.

جناب آقای محترم،

سه روز پیش به غازی‌پور رسیدم. در اینجا در خانهٔ بابو ساتیش چاندرا موکرجی، دوست دوران کودکی‌ام، اقامت گزیده‌ام. این مکان بسیار دلپذیر است. گنگا در نزدیکی جاری است، اما آب‌تنی در آن دشوار است، چراکه راهی منظم وجود ندارد و عبور از میان ریگ‌زارها کار سختی است. بابو ایشان چاندرا موکرجی، پدر دوستم، همان مردِ بزرگ‌منش که از او برایتان سخن گفته بودم، اینجاست. امروز او عازم وارانسی است و از آنجا به کلکته خواهد رفت. باز هم آرزوی شدیدی در دلم پدید آمد که به کاشی بروم، اما هدف از آمدنم به اینجا، یعنی ملاقات با باباجی (پاوهاری بابا، آن قدیس بزرگوار)، هنوز محقق نشده است و از این رو تأخیر چند روزه ناگزیر می‌نماید. همه چیز اینجا نیکو به نظر می‌رسد. مردم همه از اهل فضل‌اند، اما بسیار غرب‌زده شده‌اند؛ و افسوس که من سخت مخالف هر گونه تصنع در پذیرش اندیشه‌های غربی هستم. تنها دوستم است که اندکی از این آرمان‌ها متأثر است. راستی چه تمدن سبک و پوچی است که بیگانگان به اینجا آورده‌اند! چه توهم مادی‌گرایانه‌ای پدید آورده‌اند! باشد که ویشواناتها این سست‌دلان را نجات دهد! پس از دیدار با باباجی، گزارشی مفصل برایتان خواهم فرستاد.

با احترام،

ویویکاناندا.

یادداشت: آه، چه ستم تقدیر است که در این سرزمین زادگاه بهاگاوان شوکا، ترک دنیا دیوانگی و گناه شمرده می‌شود!

English

XVI[6]*

(Translated from Bengali)

C/O BABU SATISH CHANDRA MUKHERJI,

GORABAZAR, GHAZIPUR,

21st Jan., 1890.

DEAR SIR,

I reached Ghazipur three days ago. Here I am putting up in the house of Babu Satish Chandra Mukherji, a friend of my early age. The place is very pleasant. Close by flows the Ganga, but bathing there is troublesome, for there is no regular path, and it is hard work wading through sands. Babu Ishan Chandra Mukherji, my friend's father, that noble-hearted man of whom I spoke to you, is here. Today he is leaving for Varanasi whence he will proceed to Calcutta. I again had a great mind to go over to Kashi, but the object of my coming here, namely, an interview with the Bâbâji (Pavhâri Bâbâ, the great saint.), has not yet been realised, and. hence the delay of a few days becomes necessary. Everything here appears good. The people are all gentlemen, but very much Westernised; and it is a pity I am so thoroughly against every affectation of the Western idea. Only my friend very little affects such ideals. What a frippery civilisation is it indeed that the foreigners have brought over here! What a materialistic illusion have they created! May Vishvanâtha save these weak-hearted! After seeing Babaji, I shall send you a detailed account.

Yours etc.,

VIVEKANANDA.

PS. Alas for the irony of our fate, that in this land of Bhagavân Shuka's birth, renunciation is looked down upon as madness and sin!


متن از ویکی‌نبشته — مالکیت عمومی. نخستین بار توسط آدوایتا آشراما منتشر شده است.