آرشیو ویویکاناندا

XI

جلد6 conversation
473 واژه‌ها · 2 دقیقه مطالعه · Conversations and Dialogues

این ترجمه توسط هوش مصنوعی تولید شده و ممکن است شامل خطا باشد. لطفاً به متن انگلیسی مراجعه کنید.

AI-translated. May contain errors. For accurate text, refer to the original English.

فارسی

یازدهم

(ترجمه از بنگالی)

(از خاطرات یک شاگرد)

(شاگرد شاراتچاندرا چاکراوارتی است که یادداشت‌هایش را در کتابی بنگالی به نام سوامی‌شیشیا‌سامواد در دو جلد منتشر کرد. مجموعه‌ی حاضر از «گفت‌وگوها و مکالمات» ترجمه‌ای بازنگری‌شده از این کتاب است. پنج گفت‌وگو از این مجموعه پیش‌تر در آثار کامل، جلد پنجم، منتشر شده است.)

[مکان: خانه‌ی مرحوم بابو ناواگوپال گوش، راماکریشناپور، هاوراه، ششم فوریه ۱۸۹۸م.]

در این روز، جشن نصب تصویر شری راماکریشنا قرار بود در اقامتگاه بابو ناواگوپال گوش در راماکریشناپور، هاوراه، برگزار شود. سانیاسین‌های ماتْه و مریدان خانه‌نشین شری راماکریشنا همگی به آن‌جا دعوت شده بودند.

سوامی‌جی همراه با همراهانش به گَهات آبتنی در راماکریشناپور رسید. او ساده‌ترین جامه‌ی زرد-نارنجی زاهدانه را پوشیده بود، دستاری بر سر داشت و پا برهنه بود. در دو سوی جاده جمعیت انبوهی ایستاده بودند تا او را ببینند. سوامی‌جی سرود مشهور تولد شری راماکریشنا را آغاز کرد — «تو کیستی که بر دامان مادری برهمن‌زاده و فقیر آرمیده‌ای» و ادامه‌ی آن — و خود رهبری دسته را بر عهده گرفت در حالی که بر کُهْل می‌نواخت. (نوعی طبل هندی به شکل استوانه‌ی کشیده که از هر دو سر باریک می‌شود.) تمام مریدان حاضر پشت سر او راه افتادند و در سرود همصدا شدند.

اندکی پس از آن که دسته به مقصد رسید، سوامی‌جی به طبقه‌ی بالا رفت تا نمازخانه را ببیند. کف نمازخانه از مرمر بود. در مرکز آن تختی قرار داشت و بر آن تخت، تمثال چینی‌سازی‌شده‌ی شری راماکریشنا جای داشت. ترتیب و آرایش همه چیز کامل و بی‌نقص بود و سوامی‌جی از دیدن این صحنه بسیار خوشنود شد.

همسر ناواگوپال بابو همراه با دیگر بانوان خانه در برابر سوامی‌جی به خاک افتاد و سپس به بادبزن‌زدن بر او پرداخت. چون شنید که سوامی‌جی از تمام ترتیبات تمجید می‌کند، خطاب به او گفت: «ما چه داریم که مستحق این افتخار باشیم که تاکور (مرشد، خداوند) را پرستش کنیم؟ — خانه‌ای فقیر و امکاناتی اندک! لطفاً با نصب ایشان در این‌جا از سر لطف خویش ما را برکت دهید!»

در پاسخ به این سخن، سوامی‌جی شوخ‌وارانه گفت: «تاکور شما در چهارده نسل پیشینش چنین خانه‌ای با کف مرمرین نداشت که در آن زندگی کند! او در آن کلبه‌ی روستایی کاه‌پوش چشم به جهان گشود و روزگارش را با معاش ساده گذراند. اگر او این‌جا، با چنین خدمت شایسته‌ای، زندگی نکند، پس کجا باید زندگی کند؟» سخنان سوامی‌جی همه را به خنده انداخت.

آن‌گاه سوامی‌جی با بدنی که با خاکستر اندوده شده بود و بر جایگاه کاهن جلوس کرده بود، خود مراسم پرستش را به انجام رساند و سوامی پراکاشاناندا یاورش بود. پس از پایان پرستش، سوامی‌جی هنوز در اتاق پرستش بود که این مانترا را برای سجده در برابر بهاگاوان شری راماکریشنا بی‌درنگ و ارتجالاً سرود:

[xi_sharat_chakravarty_01.jpg]

— «به راماکریشنا که دین را پایه‌گذاری کرد، حقیقت همه‌ی ادیان را در خود تجسم بخشید و از این رو برترین تجلیات الهی است، سر تعظیم فرود می‌آورم.»

همگان با این مانترا در برابر شری راماکریشنا به سجده افتادند. شامگاهان سوامی‌جی به باغبازار بازگشت.

English

XI

(Translated from Bengali)

(From the Diary of a Disciple)

(The disciple is Sharatchandra Chakravarty, who published his records in a Bengali book, Swami-Shishya-Samvâda, in two parts. The present series of "Conversations and Dialogues" is a revised translation from this book. Five dialogues of this series have already appeared in the Complete Works,Volume 5)

[Place: The house of the late Babu Navagopal Ghosh, Ramakrishnapur, Howrah, 6th February, 1898.]

Today the festival of installing the image of Shri Ramakrishna was to come off at the residence of Babu Navagopal Ghosh of Ramakrishnapur, Howrah. The Sannyasins of the Math and the householder devotees of Shri Ramakrishna had all been invited there.

Swamiji with his party reached the bathing ghat at Ramakrishnapur. He was dressed in the simplest garb of ochre with turban on his head and was barefooted On both sides of the road were standing multitudes of people to see him. Swamiji commenced singing the famous Nativity Hymn on Shri Ramakrishna — "Who art Thou laid on the lap of a poor Brahmin mother", etc., and headed a procession, himself playing on the Khol. (A kind of Indian drum elongated and narrows at both ends.) All the devotees assembled there followed, joining in the; chorus.

Shortly after the procession reached its destination, Swamiji went upstairs to see the chapel. The chapel was floored with marble. In the centre was the throne and upon it was the porcelain image of Shri Ramakrishna. The arrangement of materials was perfect and Swamiji was much pleased to see this.

The wife of Navagopal Babu prostrated herself before Swamiji with the other female members of the house and then took to fanning him. Hearing Swamiji speaking highly of every arrangement, she addressed him and said, "What have we got to entitle us to the privilege of worshipping Thâkur (the Master, Lord)? — A poor home and poor means! Do bless us please by installing him here out of your own kindness!

In reply to this, Swamiji jocosely said, "Your Thakur never had in his fourteen generations such a marble floored house to live in! He had his birth in that rural thatched cottage and lived his days on indifferent means. And if he does not live here so excellently served, where else should he live?" Swamiji's words made everybody laugh out.

Now, with his body rubbed with ashes and gracing the seat of the priest, Swamiji himself conducted the worship, with Swami Prakashananda to assist him. After the worship was over, Swamiji while still in the worship-room composed extempore this Mantra for prostration before Bhagavan Shri Ramakrishna:

[xi_sharat_chakravarty_01.jpg]

— "I bow down to Ramakrishna, who established the religion, embodying in himself the reality of all religions and being thus the foremost of divine Incarnations."

All prostrated before Shri Ramakrishna with this Mantra. In the evening Swamiji returned to Baghbazar.


متن از ویکی‌نبشته — مالکیت عمومی. نخستین بار توسط آدوایتا آشراما منتشر شده است.