X آقا
این ترجمه توسط هوش مصنوعی تولید شده و ممکن است شامل خطا باشد. لطفاً به متن انگلیسی مراجعه کنید.
AI-translated. May contain errors. For accurate text, refer to the original English.
فارسی
X[۶]*
(ترجمه از بنگالی)
باغبازار، کلکته،
۲ سپتامبر ۱۸۸۹م.
جناب محترم،
چند روز پیش دو نامهی مهربانانهی شما به دستم رسید. از دیدن هماهنگی شگفتآوری از جنانا و بهاکتی در شما بسیار مسرور شدم. نصیحت شما به من مبنی بر رهاکردن جدل و مناظره بهراستی درست است، و این همان غایت واقعی زندگیِ فردی است: «گرههای دل گشوده میشوند، همهی شکها از میان میروند، و بذرهای کارمای او میپوسند، آنگاه که دیدار آن یگانهی متعال نصیب میگردد.» (موندَکَهاوپانیشاد، II. ii. ۸.) اما چنانکه استادم همواره میفرمود، هنگامی که کوزهای را به درون آب فرو میبرند تا پر شود، صدای قُلقُل برمیآید، ولی آنگاه که پر شد خاموش میماند؛ بدانید که حال من نیز چنین است. شاید ظرف دو یا سه هفتهی دیگر بتوانم شما را ملاقات کنم — باشد که خداوند این آرزو را برآورده سازد!
مخلص شما،
ویوکاناندا.
English
X[6]*
(Translated from Bengali)
BAGHBAZAR, CALCUTTA,
2nd Sept., 1889.
DEAR SIR,
Some days ago I received your two kind letters. I am very much pleased to find in you a wonderful harmony of Jnana and Bhakti. Your advice to me to give up arguing and disputing is very true indeed, and that is really the goal of life for the individual — "Sundered are the knots of the heart, torn off are all his doubts, and the seeds of his Karma wear off, when the sight of the Transcendent One is gained." (Mundakonapanishad, II. ii. 8.) But then, as my Master used to say, when a pitcher is being filled (by immersion), it gurgles, but when full, it is noiseless; know my condition to be the same. Within two or three weeks perhaps, I shall be able to meet you — may God fulfil that wish!
Yours etc.,
VIVEKANANDA.
متن از ویکینبشته — مالکیت عمومی. نخستین بار توسط آدوایتا آشراما منتشر شده است.