آرشیو ویویکاناندا

هدف

جلد6 lecture
177 واژه‌ها · 1 دقیقه مطالعه · Notes of Class Talks and Lectures

این ترجمه توسط هوش مصنوعی تولید شده و ممکن است شامل خطا باشد. لطفاً به متن انگلیسی مراجعه کنید.

AI-translated. May contain errors. For accurate text, refer to the original English.

فارسی

ثنوی‌گرایی خداوند و طبیعت را ازلاً جدا از یکدیگر می‌داند: کیهان و طبیعت را ابداً وابسته به خداوند می‌شمارد.

موحّدان افراطی چنین تمایزی قائل نیستند. آنان در تحلیل نهایی ادعا می‌کنند که همه چیز خداوند است: کیهان در خداوند محو می‌شود؛ خداوند حیات ازلی کیهان است.

در نزد ایشان، لامتناهی و متناهی صرفاً اصطلاحاتی بیش نیستند. کیهان، طبیعت و همانندهایشان به واسطهٔ تمایز وجود دارند. طبیعت خود عین تمایز است.

پرسش‌هایی از این قبیل که «چرا خداوند کیهان را آفرید؟» یا «چرا کمال مطلق ناقص را پدید آورد؟» هرگز پاسخی نخواهند یافت، زیرا چنین پرسش‌هایی در ذات خود از نظر منطقی بی‌معنا هستند. عقل در طبیعت وجود دارد؛ فراتر از طبیعت هیچ وجودی ندارد. خداوند قادر مطلق است، از این رو پرسیدن از اینکه چرا چنین یا چنان کرد، به معنای محدود ساختن اوست؛ چه این امر متضمن آن است که او را در آفرینش کیهان غرضی بوده است. اگر او غرضی داشته باشد، آن غرض باید وسیله‌ای برای هدفی باشد، و این بدان معناست که او بدون آن وسیله نمی‌توانست به آن هدف دست یابد. پرسش‌های «چرا» و «برای چه» تنها دربارهٔ چیزی می‌توان پرسید که به چیز دیگری وابسته باشد.

English

Dualism recognises God and nature to be eternally separate: the universe and nature eternally dependent upon God.

The extreme monists make no such distinction. In the last analysis, they claim, all is God: the universe becomes lost in God; God is the eternal life of the universe.

With them infinite and finite are mere terms. The universe, nature, etc. exist by virtue of differentiation. Nature is itself differentiation.

Such questions as, "Why did God create the universe?" "Why did the All-perfect create the imperfect?" etc., can never be answered, because such questions are logical absurdities. Reason exists in nature; beyond nature it has no existence. God is omnipotent, hence to ask why He did so and so is to limit Him; for it implies that there is a purpose in His creating the universe. If He has a purpose, it must be a means to an end, and this would mean that He could not have the end without the means. The questions, why and wherefore, can only be asked of something which depends upon something else.


متن از ویکی‌نبشته — مالکیت عمومی. نخستین بار توسط آدوایتا آشراما منتشر شده است.