جام
این ترجمه توسط هوش مصنوعی تولید شده و ممکن است شامل خطا باشد. لطفاً به متن انگلیسی مراجعه کنید.
AI-translated. May contain errors. For accurate text, refer to the original English.
فارسی
جام
این جام توست — جامی که از آغاز برای تو مقدر شده بود. برای تو مقدر شده بود.
نه، فرزندم، میدانم چه مقدار از آن نوشابۀ تیره، ساختۀ دست خود توست، از آن نوشابۀ تیره، ساختۀ دست خود توست،
از خطا و هوسهای روزگاران دیرین، در اعماق سالهای دور دیروز، میدانم.
این راه توست — راهی دردناک و وحشتناک. سنگهایی که آرامشت را میربایند، من نهادم. دوستت را در راههایی هموار و روشن جای دادم، و او نیز همچون تو، به آغوش من خواهد آمد. اما تو، فرزندم، باید از اینجا بگذری.
این وظیفۀ توست. نه شادیای در آن است و نه فیضی، اما برای دست هیچ دیگری ساخته نشده، و در کیهان من، جایگاهی اندازهگیریشده دارد. آن را بپذیر. از تو نمیخواهم که بفهمی. از تو میخواهم که چشمانت را ببندی تا چهرۀ مرا ببینی.
English
THE CUP
This is your cup-the cup assigned
to you from the beginning.
to you from the beginning.
Nay, My child, I know how much
of that dark drink is your own brew
of that dark drink is your own brew
Of fault and passion, ages long ago,
In the deep years of yesterday, I know.
This is your road-a painful road and drear.
I made the stones that never give you rest.
I set your friend in pleasant ways and clear,
And he shall come like you, unto My breast.
But you, My child, must travel here.
This is your task. It has no joy nor grace,
But it is not meant for any other hand,
And in My universe hath measured place,
Take it. I do not bid you understand.
I bid you close your eyes to see My face.
متن از ویکینبشته — مالکیت عمومی. نخستین بار توسط آدوایتا آشراما منتشر شده است.