IV آقا
این ترجمه توسط هوش مصنوعی تولید شده و ممکن است شامل خطا باشد. لطفاً به متن انگلیسی مراجعه کنید.
AI-translated. May contain errors. For accurate text, refer to the original English.
فارسی
IV[۶]*
(ترجمه از بنگالی)
پیروزی از آنِ خداست!
بارانگور،
۴ فوریه، ۱۸۸۹م.
جناب محترم،
امروز به دلیلی نامعلوم، ذهنم آشفته و دلتنگ بود که نامه دعوت شما به شهر آسمانی وارانسی به دستم رسید. آن را به منزله ندای ویشوِشوارا (پروردگار جهان، یا شیوا، که در معبد اصلی وارانسی یا کاشی تجلّی یافته است) پذیرفتم. اکنون عازم زیارت به زادگاه استاد بزرگوارم هستم و پس از اقامتی چند روزه در آنجا، خدمتتان خواهم رسید. باید دل از سنگ داشت اگر در برابر دیدار کاشی و پروردگارش نگداخت! اکنون احساس میکنم که سلامتم به نحو قابل توجهی بهبود یافته است. سلامم را به جنانانَندا برسانید. هر چه زودتر خواهم آمد. همه چیز در نهایت به اراده ویشوِشوارا بستگی دارد... بقیه را به هنگام دیدار خواهیم گفت.
با احترام،
ویوِکانَندا.
English
IV[6]*
(Translated from Bengali)
Victory to God!
BARANAGORE,
4th Feb., 1889.
DEAR SIR,
For some reason I had been feeling today agitated and cramped in my mind, when your letter of invitation to the heavenly city of Varanasi reached me. I accept it as the call of Vishveshvara. (The Lord of the Universe, or Shiva, as installed in the leading temple of Varanasi or Kashi.) I am going now on a pilgrimage to the place of my Master's nativity, and after a sojourn of a few days there, I shall present myself to you. He must be made of stone whose mind does not melt at the sigh of Kashi and its Lord! I feel now much improved in health. My regards to Jnanananda. I am coming as soon as I can. It all depends ultimately on Vishveshvara's will . . . . More when we meet.
Yours etc.,
VIVEKANANDA.
متن از ویکینبشته — مالکیت عمومی. نخستین بار توسط آدوایتا آشراما منتشر شده است.