آرشیو ویویکاناندا

XVIII آقا

جلد6 letter
164 واژه‌ها · 1 دقیقه مطالعه · Epistles - Second Series

این ترجمه توسط هوش مصنوعی تولید شده و ممکن است شامل خطا باشد. لطفاً به متن انگلیسی مراجعه کنید.

AI-translated. May contain errors. For accurate text, refer to the original English.

فارسی

هجدهم[۶]*

(ترجمه از بنگالی)

غازی‌پور،

۴ فوریه ۱۸۹۰م.

جناب محترم،

نامه لطف‌آمیز شما دریافت شد، و به یُمن بختی والا و شگفت‌آور، توفیق دیدار با باباجی نصیبم گردید. براستی حکیمی بزرگ است! — همه چیز بس شگفت‌انگیز است، و در این عصر خداناباوری، او نمودی رفیع از نیرویی اعجازآمیز است که از بهاکتی و یوگا برخاسته است! به دامان لطف او پناه برده‌ام؛ و او مرا امیدوار ساخته است — چیزی که تنها اندکی را بخت یار است که بدان دست یابند. خواسته باباجی آن است که چند روزی اینجا بمانم و او خیری به من برساند. پس به فرمان این مرد مقدس، مدتی در اینجا خواهم ماند. بی‌تردید این امر شما را نیز بسیار شاد خواهد کرد. جزئیات را در نامه نمی‌آورم، اما واقعیت‌ها براستی بسیار شگفت‌انگیزند — که هنگام دیدار آشکار خواهند شد. مادام که کسی رویارو با زندگی چنین مردانی نباشد، ایمان به کتب مقدس در تمامیت راستین خود در دل جوانه نخواهد زد.

ارادتمند،

ویوکاناندا.

English

XVIII[6]*

(Translated from Bengali)

GHAZIPUR,

4th Feb., 1890.

DEAR SIR,

Received your kind note, and through supreme good fortune, I have obtained an interview with Babaji. A great sage indeed! — It is all very wonderful, and in this atheistic age, a towering representation of marvellous power born of Bhakti and Yoga! I have sought refuge in his grace; and he has given me hope — a thing very few may be fortunate enough to obtain. It is Babaji's wish that I stay on for some days here, and he would do me some good. So following this saint's bidding I shall remain here for some time. No doubt, this will give you also much pleasure. I don't mention them in a letter, but the facts are very strange indeed — to be disclosed when we meet. Unless one is face to face with the life of such men, faith in the scriptures does not grow in all its real integrity.

Yours etc.,

VIVEKANANDA.


متن از ویکی‌نبشته — مالکیت عمومی. نخستین بار توسط آدوایتا آشراما منتشر شده است.