آرشیو ویویکاناندا

نامه ۹ - شارات

جلد5 letter
235 واژه‌ها · 1 دقیقه مطالعه · Epistles - First Series

این ترجمه توسط هوش مصنوعی تولید شده و ممکن است شامل خطا باشد. لطفاً به متن انگلیسی مراجعه کنید.

AI-translated. May contain errors. For accurate text, refer to the original English.

فارسی

نُه

ایالات متحده آمریکا،

۲۰ مه ۱۸۹۴.

شارات (ساراداناندا) عزیزم،

نامه‌ات را دریافت کردم و خوشحال شدم که دانستم شاشی (راماکریشناناندا) حالش خوب است. اکنون یک واقعیت شگفت‌انگیز به تو می‌گویم. هرگاه یکی از شما بیمار شد، بگذار خودش یا هر یک از شما او را در ذهن مجسم کنید و با قدرت در نفس خود بگویید و تصور کنید که او کاملاً سالم است. این کار او را به سرعت درمان خواهد کرد. می‌توانید این کار را حتی بدون اطلاع او انجام دهید، و حتی اگر هزاران مایل بین شما فاصله باشد. این را به یاد داشته باشید و دیگر بیمار نشوید. تا این وقت باید پول را دریافت کرده باشید. اگر همه‌تان مایل هستید، می‌توانید از مبلغی که برای ماث فرستادم، سیصد روپیه به گوپال بدهید. دیگر چیزی برای فرستادن ندارم. الان باید به مادراس رسیدگی کنم.

نمی‌توانم بفهمم چرا سانیال به خاطر ازدواج دخترانش این‌قدر بدبخت است. بالاخره، او دارد دخترانش را به داخل همان سمسارا (دنیا) کثیف می‌کشد که خودش می‌خواهد از آن فرار کند! در این باره تنها یک نظر دارم — محکوم کردن! از همان نام ازدواج، چه برای پسر چه برای دختر، متنفرم. یعنی می‌خواهی بگویی که باید در به بند کشیدن کسی کمک کنم، ای نادان! اگر برادرم موهین ازدواج کند، او را از خود می‌رانم. در این مورد کاملاً مصمم هستم. . . .

با محبت،

ویویکاناندا.

English

IX

U. S. A.,

20th May, 1894.

My Dear Sharat (Saradananda),

I am in receipt of your letter and am glad to learn that Shashi (Ramakrishnananda) is all right. Now I tell you a curious fact. Whenever anyone of you is sick, let him himself or anyone of you visualise him in your mind, and mentally say and strongly imagine that he is all right. That will cure him quickly. You can do it even without his knowledge, and even with thousands of miles between you. Remember it and do not be ill any more. You have received the money by this time. If you all like, you can give to Gopal Rs. 300/- from the amount I sent for the Math. I have no more to send now. I have to look after Madras now.

I cannot understand why Sanyal is so miserable on account of his daughters' marriage. After all, he is going to drag his daughters through the dirty Samsâra (world) which he himself wants to escape! I can have but one opinion of that — condemnation! I hate the very name of marriage, in regard to a boy or a girl. Do you mean to say that I have to help in putting someone into bondage, you fool! If my brother Mohin marries, I will throw him off. I am very decided about that. . . .

Yours in love,

Vivekananda.


متن از ویکی‌نبشته — مالکیت عمومی. نخستین بار توسط آدوایتا آشراما منتشر شده است.