آرامش
این ترجمه توسط هوش مصنوعی تولید شده و ممکن است شامل خطا باشد. لطفاً به متن انگلیسی مراجعه کنید.
AI-translated. May contain errors. For accurate text, refer to the original English.
فارسی
آرامش
بنگر، با شکوه فرا میرسد،
نیرویی که نیرو نیست،
نوری که در تاریکی است،
سایهای در پرتو خیرهکننده.
شادیای است که هرگز سخن نگفت،
و اندوهی ناحس و ژرف،
زندگانی جاوید نازیسته،
مرگ ابدی نامویهشده.
نه شادی است و نه اندوه،
بلکه آن چیزی است که میانشان است،
نه شب است و نه فردا،
بلکه آنچه هر دو را به هم میپیوندد.
آرامشِ شیرین در موسیقی است؛
و مکثی در هنر مقدس؛
سکوتِ میان سخن گفتن؛
میان دو موج شور و شوق —
آرامش دل است.
زیباییای است هرگز دیدهنشده،
و عشقی که تنها ایستاده است،
سرودی است ناسروده زیسته،
و معرفتی هرگز ندانسته.
مرگی است میان دو زندگی،
و آرامشی میان دو توفان،
تهیای که آفرینش از آن برخاست،
و آنجا که بدان بازمیگردد.
اشک بدان سوی میرود
تا صورت لبخند را بگسترد.
هدف زندگی اوست،
و آرامش — تنها خانهی اوست!
بنگر، با شکوه فرا میرسد،
نیرویی که نیرو نیست،
نوری که در تاریکی است،
سایهای در پرتو خیرهکننده.
شادیای است که هرگز سخن نگفت،
و اندوهی ناحس و ژرف،
زندگانی جاوید نازیسته،
مرگ ابدی نامویهشده.
نه شادی است و نه اندوه،
بلکه آن چیزی است که میانشان است،
نه شب است و نه فردا،
بلکه آنچه هر دو را به هم میپیوندد.
آرامشِ شیرین در موسیقی است؛
و مکثی در هنر مقدس؛
سکوتِ میان سخن گفتن؛
میان دو موج شور و شوق —
آرامش دل است.
زیباییای است هرگز دیدهنشده،
و عشقی که تنها ایستاده است،
سرودی است ناسروده زیسته،
و معرفتی هرگز ندانسته.
مرگی است میان دو زندگی،
و آرامشی میان دو توفان،
تهیای که آفرینش از آن برخاست،
و آنجا که بدان بازمیگردد.
اشک بدان سوی میرود
تا صورت لبخند را بگسترد.
هدف زندگی اوست،
و آرامش — تنها خانهی اوست!
یادداشتها
English
PEACE
Behold, it comes in might,
The power that is not power,
The light that is in darkness,
The shade in dazzling light.
It is joy that never spoke,
And grief unfelt, profound,
Immortal life unlived,
Eternal death unmourned.
It is not joy nor sorrow,
But that which is between,
It is not night nor morrow,
But that which joins them in.
It is sweet rest in music ;
And pause in sacred art ;
The silence between speaking ;
Between two fits of passion—
It is the calm of heart.
It is beauty never seen,
And love that stands alone,
It is song that lives un-sung,
And knowledge never known.
It is death between two lives,
And lull between two storms,
The void whence rose creation,
And that where it returns.
To it the tear-drop goes,
To spread the smiling form
It is the Goal of Life,
And Peace—its only home!
Behold, it comes in might,
The power that is not power,
The light that is in darkness,
The shade in dazzling light.
It is joy that never spoke,
And grief unfelt, profound,
Immortal life unlived,
Eternal death unmourned.
It is not joy nor sorrow,
But that which is between,
It is not night nor morrow,
But that which joins them in.
It is sweet rest in music ;
And pause in sacred art ;
The silence between speaking ;
Between two fits of passion—
It is the calm of heart.
It is beauty never seen,
And love that stands alone,
It is song that lives un-sung,
And knowledge never known.
It is death between two lives,
And lull between two storms,
The void whence rose creation,
And that where it returns.
To it the tear-drop goes,
To spread the smiling form
It is the Goal of Life,
And Peace—its only home!
Notes
متن از ویکینبشته — مالکیت عمومی. نخستین بار توسط آدوایتا آشراما منتشر شده است.